|
گروه تئاتر قطره وب نوشتهای شهرام خدائی
|
قانون دانه سیب نگاهي به درخت ســـيب بيندازيد. شايد پانـــصد ســـيب به درخت باشد که هر کدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»
![]() اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد: «اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.» از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد: - بايد در بيست مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري. - بايد با چهل نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني. - بايد با پنجاه نفر صحبت کني تا يک ماشين، خانه، جاروبرقي، بيمه و يا حتي ايده ات را بفروشي. - بايد با صد نفر آشنا شوي تا يک رفيق شفيق پيدا کني. وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست نمي کنيم. قوانين طبيعت را بايد درک کرد و از آنها درس گرفت. در يک کلام: افراد موفق هر چه بيشتر شکست مي خورند، دانه هاي بيشتري مي کارند. همه امور به هم مربوطند آيا دقت كرده ايد كه هر وقت به طور منظم ورزش مي كنيد، ميل به غذاهاي سالم تر و بهتر داريد؟ آيا دقت كرده ايد كه وقتي غذاهاي سالم تر و بهتري مي خوريد انرژي بيشتري داريد و طبعاً دوست داريد كه ورزش كنيد؟ همه چيز در زندگي به هم مربوط است. روش تفكر شما روي روحية شما مؤثر است، روحية شما بر نوع راه رفتن تان مؤثر است، راه رفتن شما روي نحوة گفتارتان اثر مي گذارد، روش حرف زدن تان روي طرز فكرتان مؤثر است! تلاش براي پيشرفت در يك بُعد زندگي بر ساير ابعاد زندگي اثر مي گذارد. وقتي در خانه خوشحال هستيد، در محل كار نيز احساس شادي بيشتري خواهيد كرد و وقتي سر كار شاد باشيد در خانه نيز شاد خواهيد بود. [ یکشنبه 9 بهمن1390 ] [ 10:10 قبل از ظهر ] [ شهرام خدائی ]
[ ]
شعرى از پابلو نرودا
این شعر در واقع به زبان اسپانیایی است و ترجمه های متفاوتی از آن به زبان انگلیسی وجود دارد .. ترجمه زیر برداشتی آزاد از ترجمه ای از احمد شاملو وچند ترجمه انگلیسی با توجه به مفهوم کلی شعر است
==============================
dies slowly. ===================
زماني كه خودباوري, عزت نفس را در خودت بكشی، وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند. وقتی تمام روزها رو با نفرین به بخت بدت بگذرونی و از بارون بد شانسی ها که تمومی نداره =======================
ورنگهای متفاوت به تن نكنی،
========================== subjects he doesn't know, who doesn't reply when they are asked something he does know
به آرامی آغاز به مردن ميكنی اگر قبل از این که کاری رو شروع کنی نسبت بهش بدبین باشی و اونو انجام ندی اگر درباره ی چیزهایی که نمی دونی پرسش نکنی اگر به سوالاتی که جوابشون رو میدونی پاسخ ندی ======================= .
دوری کنی ================================
dies slowly. , who doesn't turn the tables when they are unhappy at work, who does not risk certainty for uncertainty,
========================
the simple fact of breathing.
لازمه ی زندگی تلاش و مخاطره هست نه تنها یک نفس کشیدن ساده امروز مخاطره كن! امروز كاری كن! نگذار كه به آرامی بميری!
=========== [ پنجشنبه 6 بهمن1390 ] [ 1:14 بعد از ظهر ] [ شهرام خدائی ]
[ ]
[ سه شنبه 27 دی1390 ] [ 8:35 قبل از ظهر ] [ شهرام خدائی ]
[ ]
پسر گرسنه اش است ، شتابان به طرف یخچال می رود [ پنجشنبه 22 دی1390 ] [ 9:7 قبل از ظهر ] [ شهرام خدائی ]
[ ]
ازمرحوم نادر ابراهیمی چند کتاب خوانده ام. روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت: آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟
[ پنجشنبه 22 دی1390 ] [ 8:57 قبل از ظهر ] [ شهرام خدائی ]
[ ]
[ سه شنبه 13 دی1390 ] [ 12:16 بعد از ظهر ] [ شهرام خدائی ]
[ ]
شاعر و فرشته
شاعر و فرشتهای با هم دوست شدند.
فرشته پری به شاعر داد و شاعر، شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. و خداوند می دانست که دیگر زندگی برای هر دوتاشان دشوار میشود. زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشتهای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ [ یکشنبه 11 دی1390 ] [ 2:38 بعد از ظهر ] [ شهرام خدائی ]
[ ]
|
|||||||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||||||||||